تبليغاتX


به نام خالق دوست که هر چه داريم از اوست
دو عاشق اینترنتی

دو عاشق اینترنتی

ببین قلبم شکست اما نترسی ترقه بازی ترسیدن نداره یکی خواستش دل را چیزی نگفتم دل خالی که دزدیدن نداره تو این دیونه را باز امتحان کن ولی عاشق که سنجیدن نداره میگی شاید که خوابم را ببینی چشای خیس که خوابیدن نداره میگم چشم تو باشه قبله من میگی چشم که پرستیدن نداره هوای چشمم امشب ابر ابره ولیکن نای باریدن نداره ازت خواستم بپرسم اما دیدن جواب نه که پرسیدن نداره چه لبخندی زدی به گریه من عزیزم گریه خندیدن نداره

 

این زمانم که حرفی از سر دلتنگی

                                           نوشته نمیاید

                                            کلمه نمیاید

کاغذ سفید چشم انتظار میماند

قلبم به دستای خسته میماند

                                      شب تنها من میمانم و

بافه ای از کاغذ های خط خطی شده از

                                         سر دلتنگی و بی حرفی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 12:42 توسط عاشق |


دلم خیلی گرفته نمیدونم چرا ولی احساس خوبی ندارم دلم میخواد از اینجا فرار کنم و برم یه جای دور ....جایی که هیچکس من را نشناسه هیچکس نباشه....سکوت و سکوت و سکوت....دلم میخواست کسی پیدا بشه و طاقت این همه درد را داشته باشه .....این همه فکر واسه یه ذهن کوچیک.....این همه درد.....این همه کلمه ی ناگفته....این همه سکوت.....

 

 کسی دیگر نمیکوبد در این خانه ی متروک و ویران را کسی دیگر نمیپرسد چرا تنهای تنهایم و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمیماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم درون کلبه ی خاموش خویش اما کسی حال من غمگین نمیپرسد و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم درون سینه ی پر جوش خویش اما کسی حال من تنها نمیپرسد و من جون تک درخت زرد پائیزم که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او و دیگر هیچ چیز از من نمیماند

یک نفر دلتنگ است

                     یک نفر میگرید

                                 یک نفر سخت دلش بارانی است

                                                             یک نفر در گلوی خویش بغضی خیس دارد

                                                                                                     بغضی کال دارد

یک نفر طرح وداع میکشد روی گل سرخ

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 12:9 توسط عاشق |


محبوبم!نمیدانم امروز با یک سری کلمه گنگ و بی مصرف که در مغزم به هم میپیچند چه طور میتوانم احساس تنهاییم را به گوش تو برسانم واژه ها بی تابند و یاریم نمیکنند میدانی تو را کم دارم و بی تو حتی یک نقطه کور هم نمیتوانم بر کاغذ بکشم چشمانم هم مدام بارانی است روزها چه بی اعتبارند مینشینی نگاه میکنی عادت میکنی و دل میبندی اما زمان مثل رگبارهای بهاری به شیشه ات میکوبد و میگذرد بدون اراده تو و بی آنکه بفهمی ندا میدهد که باید عادتهایت را رها کنی و زنگ ساعت که به صدا در میاید مسافر ساکش را میبندد و به وسعت تمام عالم غربت نصیبت میشود ....نمیدانم سهم من از خوشیهای زندگی کم است یا بدیها همیشه زود به سراغم میایند نمیدانم همیشه تو مرا تنها میگذاری یا سرنوشت من با تنهایی گره خورده است؟افسوس که تا جامه ای از عشق به تن میکنم روزگار با بی رحمی آن را میدرد و با ریسمان جدایی وصله میزند اما.....

من از سفر هیچ نمیدانم هر وقت میگویند سفر بی اختیار یاد تو میافتم حس میکنم بوی هجرت میاید و گر چه میدانم به قول حافظ عزیز:شرط اول قدم زدن آن است که مجنون باشی و از مولانا آموخته ام آنچه یافت میشود آنم آرزوست حالا مسافر من آیا این توشه برای آغاز سفرت کافی است؟

غصه نخور مسافر اینجا منم غریبم از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبم فرقی نداره بی تو بهارم با پائیز نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز غصه نخور مسافرم اونجا هوا که بد نیست؟اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست غصه نخور مسافرم فدای قلب تنگت فدای برق ناز اون چشای قشنگت غصه نخور مسافرم تلخه هوای دوری من که خودم میدونم تو چقدر صبوری غصه نخور مسافرم بازم میایی به زودی من را بگو چه کردم از وقتی که نبودی غصه نخور مسافرم غصه اثر نداره از دل تو میدونم هیچکس خبر نداره غصه نخور مسافرم همیشه اینجوری نیست همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست غصه نخور مسافرم غصه کار گلها نیست سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیست غصه نخور مسافرم تو خود آسمونی در انتظار روزیم که بیایی و پیشم بمونی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 15:19 توسط عاشق |


صبر را که به زمانه دیدم روزها گذشتند و رفتند اما تو آمدی .....به خیالم آن لحظه زیبا بودی و دلنشین لبخندت را میدیدم چه حرفهایی که نداشتم چه دلتنگی ها چه شکوه ها و شکایت ها چه بغض های فرو خورده  ای در انتظار مرهم شانه ای ....یادش به خیر پیش تر ها با خود عهد بسته بودم بغضها را بگریانم در پیش دیدگانت اما تو که آمدی گفتی این چه رسمی است همه حرفهایت شکوه و گلایه؟ چندی که گذشت گفتی چرا سکوت.....چه بگویم نازنین؟من نه آنم که حرفها و سخنهای دلنشین داشت و نه آن دیگری که....بگذریم....مگر نمیدانی؟دیر زمانی است که شادی به کالبدم خدانگهدار گفته است همچون کیمیا گری دیروز را به امروز و امروز را به فردا تبدیل میکنم چه وحشتناک اما آیا میماند؟فردا همانند دیروز بود و هست نه نه نازنین من انتظار شور و شادی از من انتظاریست عبث و بیهوده چه بهتر که در این سر مستی و شادمانی ات تنها باشی مرا چه به پایکوبی و قهقه های مستانه اما مهر من اگر روزی دلت هوای غروب کرد و گرفت و یا اگر روزی دلت را نا مردمانی بی رحمانه شکستند به یاد آور به یاد آور مرابه یاد آور که بازوانم در انتظار به آغوش کشیدنت گشوده مانده اند به یاد آور شانه ای هست هر چند نحیف و هر چند که نا خوشایندت نباشد شانه ای که دیر زمانی است ترنم ضربه های گنگ و شقیقه ات را به یاد نمی اورد .....زیبای من همچون روزهای گذشته مرا به یاد بیار منی که سخنی جز سکوت ندارم تنها این را بدان امید من سکوت من پر بود از رازهای ناگفته......

سکوتم را باور کن تنهاتو ای ماندگارترین

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 12:26 توسط عاشق |


تو مقدسی مثل عبادتم تو را دوست دارم مثل سعادتم به تو محتاجم و احتیاج من عادته نمیشه ترک عادتم تو نمای کامل صداقتی واسه من همیشه در نهایتی لذت تلاوت یه آیه ای دلنشینه از تو هر حکایتی با تو هم صدا شدن نیت من عشق تو تمام حیثیت من سایه بلند تو روی سرم حافظ ثبات و امنیت من مثل نوری نوری خالی از غبار مثل خواستن خواستن دیونه وار مثل یک قصیده پاک و بی نظیر اما در دست من بی اعتبار با تو هم صدا شدن نیت من عشق تو تمام حیثیت من سایه بلند تو روی سرم حافظ ثبات و امنیت من تو برای من عزیزترین کسی گل بی عیبی که دور از دسترسی زندگی برای من خواستنیه با تو هم صحبت عیسی نفسی تو گران بهاترین عتیقه ای از تو غافل نمیشم دقیقه ای مثل نوری نوری خالی از غبار مثل خواستن خواستن دیونه وار

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 12:49 توسط عاشق |


تکرار....تکرار تنهایی....تکرار بی کسی....تکرار هیچکس شدن.....تکرار صدای گریه....تکرار صدای بغض و ناله....تکرار....تکرار....تکرارررررر.....خستم....خسته....خسته.....کلافم.....

دلم هوات را کرده واسه همینه....واسه همینه که سر روی عکسهات میذارم و اشکایی که چند ماه با زحمت توی دلم جاشون داده بودم برات میریزم کاش بودی و توی کوچه ها پرسه زنون رو به آسمون قدم میزدیم .....گریه میکنم بی صدا مثل همیشه.....دلم هم پره هم کلافس کاش بودی......

د:داشتن تو حتی برای لحظه ای به تمام عمر بی کسی ام می ارزد همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور میکند

و:وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات میبخشد

س:سر سپرده ی برق نگاه توام لحظه ای که مرا در آغوش گرمت مهمان میکنی

ت:تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب میکردم

ت:تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست

د:دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام

آ:آرام دل بی قرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج میزند وقتی به دریای نا آرام اشکهایم مینگری

ر:راز مرگ دلتنگی هایم روزی است که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد

م:مهتاب میسوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

  

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387 23:41 توسط عاشق |


وقتی که مثل شراب مست مستم میکنی عاشق عشق میشم میپرستم میکنی وقتی که به من میگی جون من بسته به جونت من را آروم میکنه اون صدای مهربونت نمیدونم که چرا دوباره دیونه میشی خراب و ویرونه میشی بتی که داغونه میشم ابری که گریون نمیشم نمیدونم که چرا دوباره دیونه میشی دوباره دیونه میشم دل غمگین من را باز تو آروم میکنی میشکنه طلسم غم آخه جادو میکنی وقتی که تو بد میشی باز میبینم دنیا رو سرم خرابه میبینم که باز دارم دق میکنم همه چیم نقش بر آبه اما تا میخوام برم گریه کنون سر به دیوار میکوبم باز به دادم میرسی به من میگی عشقمی تو خوب خوبم باز میگم پا رو قلبم نمیذاره مهربونه با منو اشکمو در نمیاره

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 23:31 توسط عاشق |


وقتی میایی صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه هر چی که جاده است رو زمین به سینه من میرسه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو را داشته باشم به هر چی میخوام میرسم وقتی تو نیستی قلبم را واسه کی تکرار بکنم گلای خواب آلوده را واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو را داشته باشم به هر چی میخوام میرسم عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو عمر دوباره منه دیدن و بوئیدن تو نه من تو راواسه خودم نه از سر هوس میخوام عمر دوباره منی تو را واسه نفس میخوام

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 22:58 توسط عاشق |


تو را با وقتی که خورشید افق و رنگ میزنه غم تو جون میگیره باز دلم را چنگ میزنه ناله ی مرغ قفس تا توی گوشهام نشینه مژه هام از خود چشمام داره شبنم میچینه دل درمونده من چه بلاها کشیده از پریشونی و غم جون به لبهام رسیده میخوام حرفی بزنم گریه امونم نمیده سوت و کوره همه جا بی تو و تاریکه شبام چی بگم قصه ی تنهایی نشسته رو لبام سرد و یخ بسته تو روزای بهاریه دلم به خدا خونه دلم خونه دلم خونه دلم یه بهانه یه دو رنگی یه فریبی که گذشت یه امید و یه پناه و یه شکیبی که گذشت دیگه اون قصه ی غمها را کی باور میکنه قصه ی غصه ها را کی دیگه از سر میخونه دل دیونه من چه بلاها کشیده از پریشونی و غم جن به لبهام رسیده میخوام حرفی بزنم گریه امونم نمیده گریه امونم نمیده گریه امونم نمیده

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 15:18 توسط عاشق |


من همون تنهاترینم که دلم را به عشق تو سپردم تو همون امید بودنی که به امید تو هنوزم نمردم من همون خیلی دیونم که همیشه عاشقت میمونم تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو میخونم من همون خسته ترینم که دیگه طاقت دوریتو ندارم تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم من همون دریای دردم که میخوام دورت بگردم تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات میخندم من همون عاشقترینم که اگه بخوای واست میمیرم تو همون فرشته نجاتی که یه روز میایی و نمیذاری من بمیرم من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم تو همون ماه و ستارم که با تو هیچی کم ندارم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 23:52 توسط عاشق |


DESIGN BY : P30BOARD X

من مرضیه 24سالمه و تو این وبلاگ برای نامزدم تنها عشقم پیمان مینوشتم اما به دلایلی حذف شد و الان دوباره اون وب را درست کردم و همون مطالب قبل را گذاشتم الانم به عشقم رسیدم از تمام کسانی که به ما سر میزنند و نظر میدند تشکر میکنم موفق باشید و همیشه عاشق


صفحه نخست
تماس با مدير


لينك روزانه

دو عاشق اینترنتی2
منبع كدهاي موزيك
زيباترين قالب هاي وبلاگ


آرشيو ماهانه

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384



لينك دوستان

به وبلاگ فرهاد خوش اومدی
خط خطی های من
جدیدترین عکسهای فشن
! ... قفس تنهایی ام
قدرتمندترين سايت دانلود
منبع كد موزيك و قالب وبلاگ



P30BOARD:ويرايش قالب
!p30board™  - The joy of downloading POWERED BY: P30BOARD.COM

RSS